امروز برای من تولد است! تولدِ نوشتنم. یا شاید بهتره بگم تولدِ دلیلِ نوشتنم! عشق.
آنقدر بزرگ است که در‌جهان جا نمی‌شود؛ شاید برای همین است نیمه‌شب‌ها، الان، خودم رو به بالا سوق می‌دم! راستش، بعید می‌دونم توی این جهان کسی به اندازه‌ی من عاشق باشد. الان که مدتی ندارمت، ننوشته‌ام، و با تک‌تک تارهای کلماتِ مشکی و زیبایت، جمله نساخته‌ام، دوباره متولد شدنت، دوباره نوشتنم، دوباره حس کردنت و روییدنت توی جهانم و فراتر، مبارک باشه!