نظرات
شاید دفعه اولی هست ک اینطوری دارم مستقیم با شما (شخص شخیصتون) صحبت میکنم
میگید ک وبلاگم چرا اینقدر سیاهه، چقدر توش منفی مینویسم و...
حتی یکیتون پیشنهاد داد ک دیگه ننویسم، چون حالش بد شده!
در ابتدا من عذرخواهی میکنم ک حالتون رو مکدر کردم
در ادامه، من بارها گفتم ک حرفام و نوشته هام«فاقد اعتبار است» من کلا خودم فاقد اعتبار هستم، من چیزایی ک ذهنمو درگیر میکنه و باعث کلنجار رفتن من و خودم میشه رو تبدیل میکنم به حرف، کلمه، جمله و داستان و سعی میکنم از اخلاق خارج نشه!!
من باید بنویسم، نوشتن برام یه تسکین دهندست.
من زشت مینویسم! حق با شماست و فرمایشتون متین.
ولی وبلاگ های خوشگل نویس فراوانی هم هست موازی وبلاگ بنده و میتونید از خوندنشون لذت کافی و وافی رو ببرید.
من توی این تقریبا ده سال که توی این محیط هستم و وبلاگ های زیادی رو دنبال میکنم و میخونم هیچوقت به خودم اجازه ندادم که اولا اون فرد رو قضاوت کنم و دوما نتونستم به نوشته هاش بگم زشت یا خوشگل!
چون هر وبلاگی با هر محتوایی قابل احترامه برام، و من لذت میبرم از خوندنشون و گاها متأثر میشم.(حالا چه داستان، چه خاطره و یا هرچیز دیگه ای ک مینويسن)
من اینجا خودمم،اینجا یک عِین خالص میبینید، بدون گریم!
خلاصه کنم حرفامو چشمتون رو هم درد نیارم، تقاضا دارم در صورتی که نوشته هام اذیتتون میکنه، دیگه نخونینَم
پ ن: چند قرن پیش فردوسی گفته "چپ و راست رنجست و اندوه و درد". همین رو بگیر بیا تا همین الان و این ساعت.
لبم از دور چشماتونو میبوسه






