منم شدم میرزابنویس
قلم ذبح میشه تشنه لب، خاک میشه سِرِّ لب حالا تو بده خون بده جون جنونو برسون به دل خون بره به گور گفت و گوی شِنُفتو گفت کنو بگو مگویِ سِره مگو و بگوی غُلُو