دوستِ فضاییِ من، چقدر دلم برایت تنگ شده است.
کاش می توانستم روبه رویت بنشینم و چشمان کنجکاوت را تماشا کنم.
حالتی از تیمارستان سالهاست با من،با زندگی من است،احساسش می کنم.
بی گناه بی عازار و در عین حال گناه کار و خطاکار؛
نه در یک سلول
بلکه در این شهر زندانی شده‌ام.

چقدر دیگر دلم نمیخاهد هیچی، چقدر دلم هیچی میخاهد

منتظر نامه های بعدی من باش دوست فضایی من