الان یه موجودِ خاب از چشمان ربوده شده توسط بی‌ملاحظه بودنِ من هستم. فرداصبح وقتی قرار باشه بیدارشم و گوشیم زنگ بخوره، یه کُلت برمی‌دارم، اول شلیک می‌کنم به گوشیم که خفه‌شه و بعد شلیک می‌کنم به شقیقه‌م. برجستگیش‌و دوست ندارم.