خودآ
خدایا در عین حال اینکه شکرت،دسبوستم هستم ،اسیرتم هستم همیشه در مسیرتم هستم:)))
ولی من ممکنه از هر کسی بدش بیاد ، ولی هیچوقت نتونسته تورو دوست نداشته باشه
میخام بگم که در عین حال هم دهنتو سرویس ولی ^_^
چون تو که غیر از خوبی برای من نمیخای! تو خودت منو عافریدی زیر پر و بال خودت رشد کردم،عصن من تیکه ای از وجودتم دیگه مگه نه؟ ینی تو توو منی ،منم توو توعه دیگه ینی من و تو توی هم عامیخته ایم!بهم خیلی چیزا نشون دادی،منو تا یه قدمیه یه چیزایی بردی جلو که بعضیاشون ممکن بود نابودم کنن،بعضیاشون ممکن بود به عرش برسونن.همیشه تلاش کردم حالتو بد نکنم،پشیمونت نکنم ازینکه منو خلق کردی،میدونم که من کوچیکتر ازین حرفام که بتونم حال تورو بد کنم:))) ولی حس میکنم توعم ممکنه از کارامون حالت بد بشه،چون بعضی کارا حالمو بد میکنه،و ازون جایی که تو توو منی پس ینی من توو توعم ،حال توعم بد میشه.
هیچوقت یادم نمیره که پارسال از ۹ اسفند تا ۲۰ اسفند ،دور از همه کس و کارم ،جایی که تنها عاشنام خودت بودی فقط،همیشه عصر از ساعت ۷ تا ۳ صبح لب ساحل رو متر میکردم، کل جزیره رو متر میکردیم باهم ،هی سیگار پشت سیگار...هی بهت میگفتم چرا؟چرا؟چرا؟... با زبونای مختلف باهات صحبت میکردم، تو فقط میشنیدی ! شب عاخری که میخاستم برگردم ،دیگه نای راه رفتن نداشتم،نشستم روی اون تکه سنگه و با عصبانیت گفتم Godddddddddddddddddddddd… if you can hear me, bring the water of this sea to my feet tonight.I’m tired… I really am.
و تو توی کمتر از یک ساعت عابو هول دادی سمت من، تا زانوم منو بردی توی عاب ، و چقد گریه ی اون لحظه رو دوست داشتم،گفتم عِین!اون تورو میشنوه پسر :)) و بعدش اون بارون... اونجا بود که حس کردم حالتو خراب کردم.البته سریع جبران کردی و لنگ دمپاییمو ،دریات به عنوان یادگاری ازم گرفت :)))) و با هم شاد و خندان برگشتیم :)))) ...<خوبیه خدا اینه که اگه غلط غولوط هم صحبت کنی میفهمه منظورتو:)) >
و کلی چیزای دیگه که توی همین یک سال رقم زدی برام و میدونم که نباید اینجا بگم،حواسم هست :|
گفتم یه بخش کوچیکی از حرفامو با تورو بیام اینجا ثبت کنم،که هم بمونه
و هم بگم خدایا واقعا شکرت و در عین حال دهنت سرویس:)))
_ کوچولوت، عِین _